الملا فتح الله الكاشاني

243

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

عناد * ( فَلَنْ تَمْلِكَ لَه ) * پس مالك نتوانى شد براى او * ( مِنَ اللَّه شَيْئاً ) * از خداى چيزى را در دفع آن فضيحت يا هلاكت يا آزمايش با عقوبت چه زمام اختيار در دست تو نيست * ( أُولئِكَ الَّذِينَ ) * آن گروه آنانند كه * ( لَمْ يُرِدِ اللَّه ) * نخواسته است خداى يعنى حكمت و مصلحت او مقتضى نيست * ( أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ) * اين را كه پاك سازد دلهاى ايشان را از علامات عقوبت كفر كه ختم و طبع و ضيق است بجهة فرط عناد و جحود ايشان با وجود ظهور دلايل هاديه و حجج بينه هم چنان كه پاك ميسازد قلوب اهل ايمان را به اين وجه كه شرح صدور ايشان مىكند باعطاى الطاف تا بوسيلهء آن زنگ ضلالت از دل ايشان زدوده مىشود و نور ايمان در صدور ايشان راسخ ميگردد و يا آنكه حقتعالى نميخواهد كه حكم كند به طهارت قلوب ايشان و بدانكه اين آيه دلالت نميكند بر آنكه حقتعالى ارادهء ايمان از ايشان نكرده زيرا كه اين معنى معقول نيست از تطهير قلوب مگر بر طريق توسع و مجاز و ديگر آنكه قوله * ( لَمْ يُرِدِ اللَّه أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ) * مقتضى نفى ارادهء او است و اين مقتضى آن نيست كه ارادهء ايمان ايشان نكرده باشد بلكه مراد آنست كه ارادهء تطهير قلوب ايشان نكرده است از آنچه لاحق آن شود از استحقاق ذم و عقاب و لهذا در عقب آن فرمود كه * ( لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ ) * مر ايشانراست در دنيا رسوايى به آنكه جزيه دهند و پيوسته از مؤمنان ترسند * ( وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ ) * و مر ايشانراست در آن سراى * ( عَذابٌ عَظِيمٌ ) * عذابى بزرك كه خلود است در دوزخ و اگر مراد قول مجبره باشد كه آن عدم ارادهء حقتعالى است ايمان كفار را در عقب آن ذم ايشان نميفرمود و ضمير * ( لَهُمْ ) * راجع است به الذين هادوا و اگر من الذين الى آخر جملهء مستأنفه است و اگر ضمير راجع بفريقينست كه آن منافقان و يهودانند و خزى منافقان به اطلاع پيغمبر است و مؤمنان بر كفر ايشان و نيز در وصف ايشان ميفرمايد كه * ( سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ ) * تكرار براى تأكيد است يعنى ايشان البته شنوندگانند سخن ترا براى دروغ بستن تا آن را بر خلاف آنچه شنوند بابناى جنس خود گويند * ( أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ) * سخت خورندگانند حرام را يعنى رشوه را در تغيير حكم و سحت هر چيزيست كه بر وجه حلال كسب آن نكرده باشند مأخوذ از سحته اذا استاصله چه حرام مسحوت البركة است با آنكه عذاب استيصال لازم آن است از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه سحت رشوه است در حكم خدا و مهر بغى و كسب حجام و مزد نر بر ماده جهانيدن و بهاى خمر و ثمن ميته و مزد كاهن و اجرت چيزى كه بنويسند در توسل به معصيت از ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه مرويست كه سحت شامل جميع انواع حرام است